حدیثه ساداتحدیثه سادات، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 21 روز سن داره
حلما ساداتحلما سادات، تا این لحظه: 9 سال و 8 ماه و 15 روز سن داره

حدیثه سادات و حلما سادات خوشگلای مامان

خدایا شکرت

1392/9/15 20:05
524 بازدید
اشتراک گذاری

 

 

 

خدایا ، پروردگارا...

 

 

به جز خودت به دیگری واگذارش نکن !! تویی پروردگار او

 

 

پس قرار ده بی نیازی در نفسش ، یقین در دلش،

 

 

اخلاص در کردارش ، روشنی در دیده اش ، بصیرت در قلبش

 

 

و روزی پر برکت در زندگی اش....

 

 

الهی آمین.

 

 

خدای خوب و مهربانم شکرت  به خاطر همه ی خوبی های اطرافم..

 

 

خدایا ممنونم به خاطر همه ی روزهای زیبایی که برای همه ی ما رقم زدی..

خدایا شکرت..

 

 

خدا جون ممنونم ازت که منو لایق یه فرشته دونستی. ممنونم که بهم مقام والای مادر رو دادی.

 

 

شیرینی لحظه به لحظه با دخترم رو سپاسگذارم..

 

 

شیرینی لحظه به لحظه بزرگ شدن فرشته ی کوچولوم.... 

دختر نازنینم با تمام وجودم دوستت دارم..

 

 

خیلی دوست داری لباس بزرگتر ها رو بپوشی وای وقتی من لباسا رو مرتب میکنم که خیلی خوشمزه میشی. هر چی لباس هست اول باید شما بپوشی بعد من مرتب کنم.

 

 

اینقدر قیافت با لباسای بابایی با حال میشه که حد نداره. منو کلی می خندونی.

چندتا عکس برات میذارم که لباس منو پوشیدی و اصلا هم حاضر نیستی در بیاری.

 

 

تاریخ عکسا: 92/9/2


 

  خیــــــــــــــــــــــــــــلی خوشگل شدی!!!!

 

 

  می میرم برای این خنده هات...

 

 

  داری هـــــــــــــــــــورااااااااا میکشی. دستاتو اینجوری میکنی و میگی

هــــــــــــــــــــووووآآآآآآآآآآ

 

 

 

 

  دستات شده مثل مجید دلبندم..

 

 

 دخترم عاشق اناره... تاریخ عکسا :92/9/6

 

 

بهت گفتم به دوربین نگاه کن دستت هم اینجوری آوردی بالا. قربون ژستت بشم.

 

 

 جوووووووووووووووووووووووووووووونم!!!

 

 

 انار رو دوست داری اینجوری بخوری..

 

 

   و اینجوری.......

 

 

  بفرمایید..

قربونت برم وروجک من که هر چی خودت میگی منم باید همون کار رو بکنم از بس مظلومانه یه چیز و ازم میخوای نمیتونم نه بیارم.

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (26)

مامان یاسمن و محمد پارسا
15 آذر 92 15:00
عزیزم خصوصی
مامان حدیثه سادات و حلماسادات
پاسخ
اووووووووووومدم
مامان آروین (مریم)
16 آذر 92 7:34
سلام خوبین ؟ از دیروز هرکار میکنم عکساتون برام باز نمیشه و نشون نمیده . احتمالا از اینترنت خودمونه . بازم میام خدمتتون . ما هم با عکسای تولد آپیم .
مامان حدیثه سادات و حلماسادات
پاسخ
سلام مرسی عزیزم آره چون ما باز میکنه. اطرافیان هم دیدن. چندروز دیگه دوباره بیا. وااااااااااااااااای تولد اومدم مریم جون
دنیای آموزش در دخملی شکلک
17 آذر 92 0:41
ای جیگرتو با این لباست با افتخار لینک شدین عزیزم ممنون میشم لوگوی ما رو بزارین تو وبتون
مامان حدیثه سادات و حلماسادات
پاسخ
مرسی. چشم در اولین فرصت.
پرتو
17 آذر 92 13:26
وای وای وای چه گل دخملی ، چقدرم با نمک شده با این لباسا ماشاالله به جونش ، خدا براتون حفظش کنه دوستم این انارای خوشمزه نوش جونت خوشگل خانوم ، منم دلم خواست انشاالله همیشه کنار هم شاد و سلامت باشین
مامان حدیثه سادات و حلماسادات
پاسخ
مرسی عزیزم نظر لطفته.
محدثه سادات
17 آذر 92 17:07
خیلی دخترت کارش بامزه ست منتظر پیامت هستم
مامان حدیثه سادات و حلماسادات
پاسخ
مرســـــــــــــــــــــی ممنون
میترا
18 آذر 92 9:47
دختر نازی دارید با این لباس خیلی بامزه شده
مامان حدیثه سادات و حلماسادات
پاسخ
مــــــرسی میترا جوووون. پسرتو ببوس
♥ مینا مامان ثمین سادات ♥
18 آذر 92 19:15
آخ عزیزم قربون ژست گرفتنات اونم با لباس ماملنیییییییییی عزیزم چه بامزه میشی وقتی انار میخوری خوشگلم
مامان حدیثه سادات و حلماسادات
پاسخ
خدا نکنه مینا جون .. مرسی خانمی ممنون
غزال
19 آذر 92 11:31
عزیزم چه دختر نانازی دارین،عاشق انار خوردنش شدم خوشحال میشم به وبلاگ من سر بزنین اگه اجازه بدین لینکتون میکنم
مامان حدیثه سادات و حلماسادات
پاسخ
مرسی خانمی. چشم با کمال میل. با عث افتخاره.
منصوره مامان زهره
19 آذر 92 12:05
چه دلنشین می خندی سادات کوچولو! انار ها هم نوش جونت
مامان حدیثه سادات و حلماسادات
پاسخ
مرسی از تمام مهربونیات..
منصوره مامان زهره
19 آذر 92 12:08
سلام دوست عزیز شما با افتخار لینک شدید
مامان حدیثه سادات و حلماسادات
پاسخ
شما هم به همچنین.
مامان حسام كوچولو
20 آذر 92 15:01
سلام به نظرم خيلي قشنگ شده.
paria
22 آذر 92 20:09
are azizam man mashad un karaj.har soali dus dashti beporsin golam
مامان حدیثه سادات و حلماسادات
پاسخ
خوشبخت بشی عزیزم.
MaHsa
23 آذر 92 23:44
سلام عزیزم ممنون ک اومدی وبم با حضور گرمت خیلی خوشحالم کردی! خدا حدیثه خانمتونو نگه داره براتون.ایشاالله عمرمی طولانی توام با سلامتی و موفقت داشته باشه زیر سایه ی بابا مامانش! عکساتون باز نمیشه برام
مامان حدیثه سادات و حلماسادات
پاسخ
سلام خانمی. وبلاگ قشنگی داری. مرسی لطف داری. نمیدونم چرا باز برای شما باز نمیشه. میخوای با یه مرورگر دیگه امتحان کن.
مامان انیسا
24 آذر 92 13:08
ای جانم هی انار بخور بزار پول مامانت تموم بشه
مامان محمدحسین
24 آذر 92 18:07
ممنون ... من زیاد ازش خوشم نمیاد... سریع دستور بستری میده که این کلافم میکنه....
مامان آروین (مریم)
25 آذر 92 7:15
امروز تونستم عکسا رو ببینم . الهی قربونش . چه انارخوری هم هست این وروجک خانوم .
مامان حدیثه سادات و حلماسادات
پاسخ
خب خدارو شکر.. خدا نکنه. آره خیلی دوست داره ولی دیگه از خودنش محرومه چون یبوست داره اصلا بهش نمیدم.
مامان حسام كوچولو
25 آذر 92 22:11
سلام من شرمنده ام خيـــــــــــــــــــــــــلي گرفتار بودم ببخش انشالله كه حضرت رقيه خوبش كنه. وضع روحي م به شدت خرابه بالاخره داغ سوم امسال رو هم ديدم بيا وبلاگ حسام ببين چي به سرمون اومده
مامان حسام كوچولو
26 آذر 92 0:00
نارسايي قلبي داشت. از بچگي. دكترا گفته بودن تا10،12 سالگي نگهش داريد بعد عمل كنيم. اما بر اثر يه سرما خوردگي قلبش بزرگ ميشه تا روي ريه رو مي گيره و دور تا دور قلبش رو عفونت مي گيره ديشب همين ساعتا بود كه تموم كرد پدر و مادرش غم عالم تو دلشونه باباش كه مثل ابر بهار گريه مي كنه فكر كن مرد با اين همه غرو بلند بلند و مدام گريه كنه. از طرفي حسام تب كرده دكترش وقت نداشت ببريمش. گيج خوابم اما مي ترسم بخوابم. دعا كن بچم مريض نشه
مامان حدیثه سادات و حلماسادات
پاسخ
انشاالله خدا بهشون صبر بده. بازم تسلیت میگم. حسام رو حتما دکتر ببر.
MaHsa
26 آذر 92 0:34
سلام عکسا باز شدن واسم! ای جووووووووووووووووووووووووووووونم...! خدا واستون نگهش داره!خیلی نازه...!از طرفه من حدیثه جون رو ببوسین راستی با تبادل لینک موافقین؟
مامان حدیثه سادات و حلماسادات
پاسخ
سلام عزیزم خدارو شکر. خیلی ممنون. بـــــــــــــله با کمال میل.
مامان آروین (مریم)
26 آذر 92 8:09
خصوصی
مامان حدیثه سادات و حلماسادات
پاسخ
خوندم مریم جون ممنون که خبر دادی.
مامان حسام كوچولو
26 آذر 92 16:37
پارسا نوه ي برادر شوهرامه. يكي نوه ي پسري اون يكي نوه ي دختري. چشم اما خدا رو شكر بهتره مرسي از همدرديت
مامان حدیثه سادات و حلماسادات
پاسخ
خدا رحمتش کنه. خب خدارو شکر بازم خواستی من در خدمتم.
مامان اهورا (نرگس)
30 آذر 92 16:36
قربونت برم من با اون انار خوردنت... خاله منم دلم خواست!!!!
مامان حدیثه سادات و حلماسادات
پاسخ
خدا نکنه.دیر رسیدی تموم شد
بابای حدیثه سادات
5 دی 92 22:47
چقدر عزیزم تو این عکسا خوشکل شدی!!!!!!!!